از بیستوهشتم مرداد ۱۳۵۷ که در پی آتش زدن سینما رکس آبادان به دست نیروهای نزدیک به روحانیون مخالف حکومت پادشاهی، دهها تن از تماشاگران فیلم «گوزنها» جان باختند، تا بامداد یکشنبه بیستوسوم آذرماه ۱۴۰۴ که سینما ایران در خیابان لالهزار تهران در آتش سوخت و آخرین نشانههای یکی از نخستین سینماهای ایران خاکستر شد، نزدیک به پنج دهه میگذرد. در تمام این سالها، آتشسوزی به دلایل گوناگون و حتی با بهانههای متفاوت به آفت دامنگیر سینماهای ایران تبدیل شده است. در سالهای پیش از انقلاب اسلامی، تندروهای مذهبی با آتش زدن سینماها در پی حذف مظاهر فرهنگی و هنری بودند و امروز نیز، آنگونه که شواهد نشان میدهد، گویا آتش زدن سینماهای قدیمی و تاریخی ترفندی برای از میان برداشتن موانع قانونی تخریب و ساختوساز در زمین آنها است.
سینما ایران؛ از تولد تا سرنوشت مبهم در لالهزار
سینما ایران اواخر فروردین ۱۲۹۶ خورشیدی به همت سیدحسین روسیخان، مدیر مهمانخانه ایران، در خانه ناظمالسلطنه افتتاح شد. خبر افتتاح این سینما در قالب آگهی منتشر شد که در آن، نمایش «پردههای سینمای جدید جنگی» بهعنوان بخشی از امکانات تفریحی این «تاسیس ملی» به مردم معرفی شده بود؛ آگهی که امروز از نخستین اسناد مکتوب فعالیت سینمایی در ایران به شمار میرود.
سینما ایران در ادامه به مالکیت آرنولد یاکوبسون و الکساندر لوین، دو یهودی روستبار، درآمد. این دو همراه با امیل زورکوف، اسحاق قزلباش زنجانی و علی وکیلی، با تاسیس «شرکت سهامی ایران»در گسترش نمایش فیلم در تهران نقشی مهم ایفا کردند. این شرکت از طریق اجاره یا تاسیس سینماهایی چون سینما ملی (نادر فعلی در لالهزار)، میهن (میدان حسنآباد)، نور (بالاتر از پل امیربهادر) و اخبار (لالهزار) فعالیتش را توسعه داد و به یکی از بازیگران اصلی صنعت نوپای سینما در ایران بدل شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
پس از قتل الکساندر لوین در ۱۲ تیر ۱۳۱۶ مقابل سینما ایران، یاکوبسون و دیگر شرکا با در اختیار گرفتن محل تئاتر دائمی نکیسا و سپس خرید و تخریب خانههای مجاور، بنای جدید سینما ایران را در خیابان لالهزار احداث کردند. این سالن سوم اسفند ۱۳۱۹ افتتاح شد و سینمای قدیمی نیز با نام سینما البرز به فعالیت ادامه داد.
به نوشته عباس بهارلو، مورخ و پژوهشگر، سینما ایران جدید با ظرفیت هزار و ۲۰۰ صندلی، مجللترین سینمای زمان خود بود و در دهه ۱۳۲۰ به ممتازترین سالن سینمای ایران تبدیل شد. این سینما در سال ۱۳۳۴ برای نخستینبار محل نمایش «واید اسکرین» در ایران بود و با اکران فیلم «دلاوران میزگرد»، امکان پخش صدای مجزا را فراهم آورد. در ۲۹ مهر ۱۳۳۵، راج کاپور، بازیگر سرشناس هندی، برای افتتاح فیلم «آقای ۴۲۰» به سینما ایران آمد؛ رویدادی که جایگاه این سینما را بیشازپیش تثبیت کرد.
سینما ایران در سال ۱۳۷۰ با تصمیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از چرخه اکران بیرون آمد و در دهههای بعد بهتدریج به فضایی متروک تبدیل شد. با این حال تا دهه ۱۳۹۰، دکههای ساندویچفروشی در ورودی و سالن انتظار آن همچنان فعالیت داشتند. آذر ۱۳۹۹ رسانهها گزارش دادند که مالک با پیگیری حقوقی از دیوان عدالت اداری مجوز تخریب را دریافت کرده است؛ موضوعی که واکنش گسترده فعالان میراث فرهنگی و سینما را در پی داشت.
به گزارش روزنامه پیام ما و به گفته مرتضی ادیبزاده، معاون میراث فرهنگی استان تهران، پرونده ثبت ملی سینما ایران در سال ۱۳۹۹ به شورای ثبت ارسال شد، اما بنا تنها «واجد ارزش» تشخیص داده شد و هرگز ثبت ملی نشد؛ تصمیمی که راه را برای تخریب آن هموار کرد. در واقع بلاتکلیفی حقوقی این بنا آن را به فضایی رهاشده و آسیبپذیر تبدیل کرد و به گفته کسبه محل، محلی برای تجمع افراد بیخانمان و مصرف مواد مخدر شد که در نهایت به آتشسوزی منجر شد. حالا که بقایای آن در آتش سوخت، برخی فعالان این سوال را مطرح کردهاند که آیا این آتشسوزی ترفندی برای فرار قانونی و مقدمهای برای ساخت برج و مجتمع تجاری بود؟
لالهزار؛ ستون فقرات تئاتر و سینمای مدرن ایران
خیابان لالهزار از دهههای پایانی دوره قاجار تا میانههای قرن چهاردهم خورشیدی، مهمترین کانون شکلگیری و گسترش تئاتر و سینمای مدرن در ایران بود؛ خیابانی که صحنهای زنده برای شکوفایی هنرهای نمایشی نوین در ایران بهشمار میآمد و از دهه ۱۲۹۰ خورشیدی، به محلی برای تمرکز سالنهای نمایش، تئاترهای دائمی، کافهها، مهمانخانهها و سپس سینماها تبدیل شد ودر تغییر ذائقه فرهنگی شهر تهران نقشی تعیینکننده ایفا میکرد.
نخستین سالنهای نمایش فیلم و تئاتر در ایران اغلب در همین خیابان یا کوچههای اطراف آن بنا شدند. نزدیکی لالهزار به مراکز سیاسی، تجاری و اقامتگاههای خارجیان آن را به مکانی ایدهآل برای نمایش پدیدهای تازه به نام «سینما» تبدیل کرد. بسیاری از پیشگامان این عرصه از صاحبان سینما تا مترجمان، نوازندگان و بازیگران فعالیت حرفهای خود را از لالهزار آغاز کردند.
در کنار سالنهای تئاتری چون نکیسا، تهران، پارس و سعدی، سینماهای متعددی در لالهزار و محدوده آن فعال بودند. بر اساس پژوهشهای تاریخی و فهرستهای موجود، بیش از ۲۰ سالن سینما در این خیابان و کوچههای اطرافش در دورههای مختلف فعالیت داشتهاند. از جمله شناختهشدهترین آنها میتوان به سینما ایران، متروپل، البرز، رکس تهران، ملی (نادر)، مایاک، فردوسی، سعدی، کریستال، کاپری، اخبار و نور اشاره کرد. برخی از این سینماها همزمان در حوزه تئاتر هم فعالیت میکردند و لالهزار را به یک مجموعه کمنظیر نمایشی تبدیل کرده بودند.
اما پس از انقلاب ۱۳۵۷، با تعطیلی تدریجی سینماها، تغییر کاربری ساختمانها و بیتوجهی به ارزش میراثی خیابان، لالهزار جایگاه فرهنگی خود را از دست داد و بسیاری از سالنهایش یا تخریب شدند یا به انبار، پاساژ و مغازه تغییر کاربری دادند. حالا نیز این خیابان نهتنها نشانی از دوران شکوه فرهنگیاش ندارد بلکه به صحنهای از فرسودگی و بلاتکلیفی حافظه تاریخی شهر تبدیل شدهاند. در صورتی که نام این خیابان با تاریخ سینما و تئاتر ایران گره خورده است.
آتشسوزیهای سینماها
آتشسوزی در سالنهای سینما پدیدهای است که تقریبا از بدو تولد سینما در ایران با آن همراه بوده و به دلایل گوناگون رخ داده است؛ از ضعف زیرساختها و ناایمنبودن تجهیزات اولیه گرفته تا تخریبهای عامدانه و خشونتهای ایدئولوژیک. در برخی مقاطع، این آتشسوزیها صرفا حادثهای شهری بودند، اما در مواردی هم نقطه عطفهایی تلخ و تعیینکننده در تاریخ سینمای ایران به شمار میآیند.
بر اساس پژوهشهای بهارلو، نخستین سالهای ورود سینما به ایران، با آتشسوزیهایی همراه بود که اغلب منشا فنی داشت؛ اشتعال حلقههای فیلم از جنس نیترات که بهشدت آتشزا بودند و در نبود تجهیزات ایمنی و سامانههای اطفای حریق، بهسرعت به دیگر بخشهای سالن سرایت میکردند. در آن دوران، سینماها بیش از آنکه قربانی تعارضات اجتماعی باشند، در برابر خطرات فنی و فقدان استانداردهای ایمنی آسیبپذیر بودند.
با گذر زمان و افزایش نسبی ایمنی سالنها، ماهیت آتشسوزیها نیز تغییر کرد. از شهریور ۱۳۲۰ و همزمان با تحولات سیاسی، نشانههایی از آتشسوزی سینماها در بستر اعتراضهای اجتماعی دیده میشود. الگویی که در مقاطع بعدی تاریخ معاصر ایران نیز تکرار شد. از جمله در خرداد ۱۳۴۲ و همزمان با اعتراضها به بازداشت آیتالله خمینی که تندروهای مذهبی سینماها را بهعنوان نمادهای فرهنگی و مدرن، هدف حمله و تخریب قرار دادند.
اما نقطه عطف بعدی سال ۱۳۴۸ است؛ دورهای که آتشسوزی سینماها به شکلی گسترده، پیاپی و مشکوک رخ داد و از سطح یک اتفاق اجتماعی فراتر رفت و به مسئلهای امنیتی تبدیل شد. شائبه عمدی بودن این حوادث تا آنجا پیش رفت که امیرعباس هویدا، نخستوزیر وقت، در نامهای رسمی به نعمتالله نصیری، رئیس ساواک، خواستار رسیدگی جدی به این آتشسوزیها شد.
در ادامه این روند، چهاردهم آبان ۱۳۵۷، محمد حشمتی، مدیرکل امور سینمایی ایران، در گزارشی به نخستوزیر وقت، سپهبد ازهاری، از خسارتهای گسترده ناشی از آتشسوزیهای متعدد خبر داد؛ آتشسوزیهایی که از دیماه ۱۳۵۶ و همزمان با گسترش اعتراضهای گروههای مخالف حکومت آغاز شد و در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ با فاجعه ملی سینما رکس آبادان به اوج رسید. در فاصله دی ۱۳۵۶ تا بهمن ۱۳۵۷، بیش از ۲۰ سالن سینما در سراسر ایران، بهویژه در تهران، در آتش سوختند.
از جمله این موارد میتوان به آتشسوزی سینما استیل در ۲۰ متری جوادیه در فروردین ۱۳۵۷، سینما کسری در خیابان انقلاب با دو کشته در خرداد ۱۳۵۷، سینما شهاب در تیرماه و آتشسوزی سینماهای سیلوانا، گلدیس، آتلانتیک (همراه با کافه باکارا)، تخت جمشید (عصر جدید) و نپتون در مرداد ۱۳۵۷ اشاره کرد. همچنین سینما دروازه طلایی در شهرری در مهر ۱۳۵۷ و سینما کاپری در میدان انقلاب نیز در همین سال دچار حریق شدند.
در کنار آتشسوزیها، تخریبهایی مانند شکستن شیشههای سینماها نیز ثبت شد؛ از جمله در ۷ و ۱۰ شهریور ۱۳۵۷ که شیشههای سینما اورانوس و پانوراما شکسته شد.
به نوشته عباس بهارلو، بر اساس آمار سندیکای سینماها، تا پیش از پیروزی انقلاب، ۱۱۵ سالن سینما در تهران فعال بود. در جریان حوادث انقلاب، ۳۱ سالن سینما دچار خسارت سنگین یا تعطیل شدند. در اوایل اسفند ۱۳۵۷ و پس از شکسته شدن اعتصاب سینماداران، ۸۹ سالن سینما بهتدریج فعالیتشان را از سر گرفتند. از سال ۱۳۵۸ هم با مصادره اموال برخی سرمایهداران، روند واگذاری سینماها به نهادهای دولتی آغاز شد.
در مجموع، آتشسوزیهای دهه ۱۳۵۰ بهویژه در سال ۱۳۵۷، ماهیتی سیاسی، عمدی و هدفمند داشتند و سینماها را به یکی از کانونهای اصلی منازعه روحانیون قشری در آستانه انقلاب اسلامی تبدیل کردند.
نماد برجسته و دهشتناک این روند آتشسوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ است؛ فاجعهای که طی آن دهها تن نفر از تماشاگران جان باختند و بهعنوان مرگبارترین آتشسوزی تاریخ سینما، نهفقط در ایران بلکه در سطح جهان شناخته میشود. این واقعه که به دست گروههای طرفدار آیتالله خمینی انجام شد، سینما را از یک فضای صرفا فرهنگی و تفریحی، به صحنهای از خشونت سیاسی و مذهبی بدل کرد.
سینماهای سوخته پس از انقلاب
پس از انقلاب ۱۳۵۷، آتشسوزی سینماها هرچند از نظر تعداد با سالهای منتهی به انقلاب قابل مقایسه نیست، بهکلی از زمینه ایدئولوژیک و خیابانی فاصله گرفت و بیشتر در پیوند با فرسودگی بناها، رهاشدگی، اختلافات حقوقی، تغییر کاربری و منافع اقتصادی زمین رخ داد. مهمترین نمونههای آتشسوزی سینماها پس از انقلاب نیز سینما آزادی، سینما جمهوری و سینما ایران است.
سینما آزادی در فروردین ۱۳۷۶ دچار آتشسوزی گسترده و بهطور کامل تخریب شد. اگرچه علت رسمی حادثه «اتصال برق» اعلام شد، اما تعطیلی طولانیمدت، فرسودگی بنا و بلاتکلیفی حقوقی، نقش مهمی در گسترش آتش داشت. سینما آزادی پس از سالها وقفه، سرانجام در دهه ۱۳۸۰ به شکل یک مجتمع سینمایی بازسازی شد.
سینما جمهوری (نیاگارا سابق) در آبان ۱۳۸۷ دچار آتشسوزی شد. حادثه در شرایطی رخ داد که سینما عملا از چرخه نمایش خارج شده بود. هرچند تلفات جانی نداشت، اما آتشسوزی به تعطیلی کامل سینما انجامید و بنای آن هیچگاه به کاربری سینمایی بازنگشت. نکته قابلتوجه اینکه سه دانگ این سینما متعلق به زندهیاد محمدعلی فردین بود که پس از انقلاب اسلامی، ستاد اجرایی فرمان خمینی آن را مصادره کرد و فروخت.
در نهایت نیز آتشسوزی سینمای تاریخی ایران در شرایطی رخ داد که این بنا سالها تعطیل، رهاشده و درگیر مناقشه حقوقی برای تخریب و نوسازی بود.
در مجموع، آتشسوزی سینماها در دوره پس از انقلاب، بیش از آنکه محصول تنشهای سیاسی باشد، به سیاستهای شهری، اقتصاد زمین، بیتوجهی به میراث فرهنگی و رهاسازی آگاهانه بناها گره خورده است.

